اين داورى « ظالمانه و خائنانه » به هيچوجه با واقعيت تطبيق نمىكند ؛ زيرا نخست اين مسئله را بايد در نظر بگيريم كه فرق زيادى وجود دارد ميان علت اصلى يك جريان و فايدهاى كه مىتوان از آن بهرهبردارى نمود .
شما در باغچهء خانهء خود گل زيباى گران قيمتى را مىكاريد و گربهاى كه گرماى تابستان ناراحتش كرده از بالاى ديوار سايهء آن گل زيبا را مىبيند و پايين مىآيد و در سايهء شاخه و برگ گل پهن مىشود و ساعتى آسايش مىكند ، آيا صحيح است كه بگوييم :
هدف شما و علت اصلى آن كه شما پولى خرج كرده و روزها و شايد ماهها زحمت كشيده گل زيبايى را پروردهايد ، همان آسايش گربه در سايهء آن است ؟ !
لباسهايى را كه پوشيدهايد براى حفظ بدن از ناملايمات جوّى است ، فرض كنيم كه سيل خروشانى در معرض ورود به خانهء شماست و شما چيزى نداريد يا آنچه داريد براى جلوگيرى سيل از ورود به خانه كفايت نمىكند ، مجبور مىشويد كه لباسهاى خود و خانوادهتان را در جلوگيرى از سيل مورد بهرهبردارى قرار بدهيد .
اين دو مثال اگر چه صد در صد با مسئلهء ما تطبيق نمىشود ، ولى براى توضيح علت اصلى يك شىء و فايدهء عارضى آن مناسب به نظر مىرسد ، اين حماقت كه قرآن و ساير شعائر دينى و به جاى آوردن دستورهايش علت اصلى دين تلقى شود سابقهء ديرينهاى دارد و در خود قرآن در چند آيه مورد توبيخ قرار گرفته است ، مانند آن آيه كه مىگويد :
وقتى كه ضررى به انسان متوجه شود ، به خدا مىگرايد و دست به دعا بلند مىكند « 1 » .
هامش
( 1 ) - « وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنْبه » يونس ( 10 ) : 12 .