اگر يك قطره دردى بر تو ريزند * زمسجد باز مانى وزمناجات
برو مفروش زهد و خودنمايى * كه نه زرقت خرند اينجا نه طاعات
كسى را كى فتد بر روى اين رنگ * كه در كعبه كند بت را مراعات « 1 »
2 - احديت است و اين نام يعنى احد ، چون افعال صفتى است ، پس مراد از آن وحدت در صفات است و به برداشتن دست چپ اشاره به اين مطالب مىنمايد كه پروردگار من چنانچه در مرتبهء ذات شريك و شبيه ندارد ؛ همچنين در مرتبهء فعل و صفات نيز شريك ندارد ، بلكه صفاتى كه از براى ذات اثبات مىنمايد همهء آنها از خصايص ذاتند و در آن هيچ اشتراكى ندارد .
و اطلاق بعضى صفات چون ، حى و سميع و بصير بر ممكنات از باب اطلاق لفظ مشترك است كه لفظ متحد و معنى متعدد است ، چه حيات ممكن متعلق روح حيوانى است به قالب عنصرى و سمع و بصر و ساير قواى ممكنات هر يك به آلت خاصهاى است كه بدون آنها نتواند تحقق پذيرد و ذات اقدس عليا ، اجل از اين است كه تعلقى به ماده و آلتى داشته باشد و سمع و بصر بارى جل مجده از اين باب نيست بلكه :
بِالَّذى يَسْمَعُ بِهِ يَرى وَبِهِ يَتَكَلَّمُ فَيَأمُرُ وَيَنْهى .
به آن واقعيتى كه مىشنود ، به همان مىبيند و به همان سخن گفته امر و نهى مىنمايد .
خلاصه ذات مقدسش قائم مقام همهء صفات خاصهء اوست و هيچ چيز نه به حسب ذات و نه به حسب صفات به او شباهت ندارد .
واحد يكتايى است به حسب ذات و واحد يگانگى به حسب صفات و اين دو صفت از صفات جماليهاند ، چنانچه سه صفت ديگر از صفات جلاليهاند و مراد از
هامش
( 1 ) - عطار نيشابورى .