تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
آن نيست كه بتوان او را به چيزى از اين قوا ادراك نمود .
آن‌ها كه در هواى تو جان‌ها بداده‌اند * از بىنشانى تو نشان‌ها بداده‌اند من در ميانه هيچ كسم وز زبان من * اين شرح‌ها كه مىرود آن‌ها بداده‌اند آن عاشقان كه راست چو پروانهء ضعيف * از شوق شمع روى تو جان‌ها بداده‌اند با من بگفته‌اند كه فانى شو از وجود * كاندر فناى نفس روان‌ها بداده‌اند عطار را كه عين عيان شد كمال عشق * اندر حضور عقل عيان‌ها بداده‌اند « 1 »
5 - نفى ادراك حواس است ، چنانچه مراد از : لا يُدْرَكُ بِالْحَواسِّ « 2 » . با حواس درك نمىشود . در حديث همين معنى است ، چون حواس باطنيه نيز پنج است : 1 - قوهء متصرفه 2 - حس مشترك 3 - وهم 4 - خيال 5 - حافظه و هر يك از اين‌ها آلات و ادوات و ادراكات نفسند ، چون انگشتان كه آلات افاعيل وجود اشيائند . چون دست چپ خود بردارد ، اشاره به اين است كه نفس و قواى نفسانيه ادراك ذات و صفات جلاليه نكنند . چون تكبير گفت و اعتراف نمود كه اللّه جل جلاله اجل از اين است كه او را
هامش
( 1 ) - عطار نيشابورى . ( 2 ) - التوحيد : 59 ، باب 2 ، حديث 7 .