تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
را بتوان وصف نمود كه : كَمالُ التَّوْحيدِ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْهُ « 1 » . حد اعلاى توحيد نفى صفات ( زائد بر ذات ) از اوست . و اين مرتبهء معرفت مقربان است كه هر چه مشاهدهء جبروت الهيه بيشتر نمايند ، عجز و حيرت بيشتر مىافزايند ، چنانچه مضمون : « أللّهُمَّ زِدْنى فيكَ تَحَيُّراً » . بر اين معنا ناطق و شاهدى صادق است ، پس از براى ذات هيچ صفتى را نفى و اثبات نتوانند و علاوه چون معرفت كنه ذات ذوالجلال ممتنع و محال است و از طرفى بندگان مكلف به تحصيل معرف اللّه‌اند ، پس معرفت به وجه بايد به هم رسانند و معرفت به وجه از معرفت افعال و صفات و اسما و تفسير آيات حاصل شود ، اين است كه به لسان حال ، پنج صفت از صفات جماليه و جلاليهء حضرت ذوالجلال را بيان مىنمايد . 1 - واحديت كه اشاره به وحدت ذات است كه در آن مرتبهء شائبه هيچ نحو تعدد و تكثر و تركيب متصور نيست ؛ پس به رفع يد يمنى اشاره به اين مطلب مىكند ، چون واحد اسم فاعل است و به معناى ثبوت مىباشد : « ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الْوَحْدَة » . و بر اين اساس واحد اشاره به وحدت ذات مقدس حضرت ربوبيت است .
سحرگاهى شدم سوى خرابات * كه رندان را كنم دعوت به طامات عصا اندر كف وسجاده بردوش * كه هستم زاهدى صاحب كرامات خراباتى مرا گفتا كه اى شيخ * بگو تا خود چه كار است از مهمات به دو گفتم كه كارم توبهء توست * اگر توبه كنى يا بى مكافات مرا گفتا برو اى زاهد خشك * كه‌تر گردى زدردى خرابات
هامش
( 1 ) - التوحيد : 56 ، باب 2 ، حديث 14 ؛ بحار الأنوار : 4 / 284 ، باب 4 ، حديث 17 .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 221 | شيخ حسين انصاريان