تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
و معنى فنا را حدى با كثرت است .
[ كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ * وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ]
« 1 » . همهء آنان كه روى اين زمين هستند ، فانى مىشوند . * و تنها ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى مىماند . فنا به اين معنى هم نباشد ، هر چه در نطق آيد و هر چه در وهم آيد و هر چه عقل به آن رسد جمله منتفى باشد .
[ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ ]
« 2 » . همهء كارها به او باز گردانده مىشود . بدان كه فنا ، فناى بنده باشد در حضور الهى كه چون بنده از خود فانى شود ، به حق باقى شود . و فنا آن است كه نفس خود را در بوتهء فنا بگذارى و از هر چه مادون اوست فانى شوى و سرت به حضرت حق باشد ، چنانچه به هر طرف كه نگرى او را بينى . به قول فيض كاشانى :
در چهرهء مه رويان انوار تو مىبينم * در لعل گهر باران گفتار تو مىبينم در مسجد و ميخانه جوياى تو مىباشم * در كعبه و بتخانه انوار تو مىبينم بتخانه روم گر من تا جلوهء بت بينم * چون نيك نظر كردم ديدار تو مىبينم هر كو زتو پيدا شد هم در تو شود پنهان * پيدا و نهان گشتن هم كار تو مىبينم از كوى تو مىآيم هم سوى تو مىآيم * در سير و سلوك خود انوار تو مىبينم
و چون بنده از صفات خود فانى گشت و به كليت حق را گشت ، محال باشد كه
هامش
( 1 ) - الرحمن ( 55 ) : 26 - 27 . ( 2 ) - هود ( 11 ) : 123 .