تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
با نام تو مىكنم همه شب * بر كاخ فلك زشوق پرواز بر خاك در تو سر نهاديم * گشتيم به عالمى سرافراز يك در به جفا رقيب اگر بست * صد در به رخ از حبيب شد باز جز حق همه باطلند و فانى * بر خوان زكتاب عشق اين راز در بازى طاق و جفت گيتى * خواهى ببرى تو عشق مىباز گر بست الهيا در وصل * از درگه يار كى شوم باز
در احاديث قدسيه آمده كه خداوند به موسى بن عمران فرمود : به فلان كس بگو : تو را دچار چنان بلايى كرده‌ام كه ما فوق آن نيست . عرضه داشت : خداوندا ! من او را بر بلايى نديدم ، خطاب رسيد : لذت مناجاتم را از او گرفته‌ام ! « 1 » ! آه و دريغ اگر حضرت مولا ما را از پيشگاه قدسش براند ، واى اگر جناب او ما را از نظر بيندازد ، وا اسفا اگر حضرت يار به هنگام تكبير ، قلب ما را در شغل ديگر ببيند ! خلاصهء سخن حضرت صادق عليه السلام و توضيحى كه اهل حال به اين سخن داده‌اند ، اين است كه به وقت تكبير بايد همهء عالم و خود را فراموش كرده و موجوديت و هويت و شؤون خويش را در عظمت و جبروت حضرت او فنا نموده و حتى براى يك لحظه هم در پيشگاه او خود و همهء عالم و عالميان را ننگرى كه اين نگريستن عين گناه و محض توهين به حضرت يار است . و اين حال نه تنها در نماز بايد رعايت شود كه رعايت و تمرين آن در نماز به خاطر اين است كه در همه حال و در همه وقت و در هر شأنى رعايت گردد كه اين مقام ، بالاترين مقام و نقطهء عروج واصلان متقيان است .
هامش
( 1 ) - فيض الغدير : 2 / 178 .