سلطان ملك فقرم و عشق است لشگرم * ترك دو كون تاجم و كونين لشگرم
هم غرق بحر نيستيم ساخت عشق وهم * در حفظ فلك هستى و كونين لنگرم
حق را ولى مطلق و دين را صراط حق * گر غير حق بدانمش الحق كه كافرم
فردا كه پرده دور شود از جمال قرب * يا رب مدار دور زآل پيمبرم
هر چه آن سزاى آل على نيست در جهان * گر گنج عالم است مبادا ميسرم
جز با هواى دوست اگر سر برم نشاط * از خاك سر برآورم اى خاك بر سرم « 1 »
قدم خوف و رجا
اگر در اعمال الهيه و اخلاق فاضلهء انسانيه دو قدم خوف و رجا نباشد ، حركت به سوى كمال براى انسان يا سخت يا غير ممكن خواهد بود .
عامل يك عمل الهى - به خصوص اعمال واجبه - از طرفى بايد بداند كه مولاى مهربان او اجر هيچ عملى را ضايع نمىگذارد و از طرفى بايد بداند كه اولًا عملش در برابر عظمت بىنهايت مولا قابل ذكر نيست و ثانياً اگر عمل علت غرور و عجب گردد
[ هَباءً مَنْثُوراً ]
« 2 » شده و عمل و صاحبش مستحق جريمه مىشوند . بر اين
هامش
( 1 ) - نشاط اصفهانى .
( 2 ) - فرقان ( 25 ) : 23 .