متعفنى را به عنوان هديه خدمت سلطان ببرد مستحق اعدام نيست ؟
فقد ركوع و سجود واقعى جارى مجراى فقد اعضا و فقد اركان جارى مجراى فقد دو چشم و دو گوش و بينى است .
عدم حضور قلب و غفلت از معانى بلند آسمانى نماز مانند فقد مشاعر و احساسات عالى است ، اگر كسى غلامى را با فقد اين همه اوصاف براى تقديم به حضور سلطان ببرد چه خواهد شد ، نماز را هم با فقد اوصاف واقعى به همين صورت حساب كن ، ما مكلف به نماز زنده ، متحرك ، داراى شرايط و اوصاف هستيم نه مكلف به جنازهء نماز ! !
نماز ناقص ، صلاحيت مقام قرب الهى را ندارد ! و چه بسا كه چنين نمازى به صاحب بدبختش برگشت داده شود و باعث زجر و مشقت و رنج و ناراحتى او گردد .
نماز در حقيقت تعظيم و تكريم به حضرت حق تعالى است و سستى كردن در آداب و شرايط ظاهريه و باطنيهء آن منافات با احترام و تعظيم نسبت به حضرت او دارد ، چه رسد به اينكه قبول شود و براى ادا كنندهاش تحصيل قرب و كرامت نمايد .
بر تمام مكلّفين به نماز واجب است كه روح نماز را كه اخلاص و حضور قلب است تا جايى كه ممكن است حفظ نمايند ، ركوع و سجودشان با قلب خاشع باشد ، تكبيرةالاحرام را نگويند مگر اينكه به حقيقت ، خداوند اعلا در قلبشان از هر چيزى بزرگتر باشد ؛ خود را همراه با اركان مختلف نماز با حفظ حقايق لازم حركت دهند و بدانند كه عاجزى به تمام معنى و فقيرى از هر جهت فقير در برابر توانايى مطلق و وجودى مستغنى از همه چيز ايستاده و مىخواهند تا جايى كه برايشان ممكن است ، هديهاى مورد پسند مولا به حضور حضرتش تقديم كنند .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٧٤