مىجوشد به سرعت آمادهء طهارت و نماز شدم ، چون پشت سرش ايستادم گويا محرابى براى من ممثل شد و مىديدم هرگاه به آيهاى مىگذشت كه در آن وعد يا وعيد بود ، با ناله و آه آن را تكرار مىكرد ؛ چون تاريكى شب به نهايت رسيد ، از جاى برخاست و گفت :
يا مَنْ قَصَدَهُ الضَّالُّونَ فَاصابُوهُ مُرْشِداً وَامَّهُ الْخائِفُونَ فَوَجَدُوهُ مَعْقِلًا وَلَجَا الَيْهِ الْعابِدُونَ فَوَجَدُوهُ مَوْئِلًا مَتى راحَةُ مَنْ نَصَبَ لِغَيْرِكَ بَدَنُهُ وَمَتى فَرَحَ مَنْ قَصَدَ سِواكَ بِهِمَّتِهِ الهى قَدْ تَقَشَّعَ الظُّلامُ وَلَمْ اقْضِ مِنْ خِدْمَتِكَ وَطَراً وَلا مِنْ حِياضِ مُناجاتِكَ صَدَراً صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَافْعَلْ بى اوْلَى الْامْرَيْنِ بِكَ يا ارْحَمَ الرَّاحِمينَ .
اى كسى كه گمراهان او را براى هدايت قصد مىكنند و ترسوهابه او اقتدا كرده و او را پناهگاه مىيابند و عابدان به او پناه برده و او را ملجأانتخاب مىكنند . كجا راحتى دارد كسى كه خود را براى ديگرى صرف كند و كجا خوشى دارد كسى كه غير تو را نيت كند . خداوندا ! تاريكى همه جا را فرا گرفته و من نه در قبال تو خدمتى كردم و نه از چشمهء مناجات تو بهرهاى بردم ، درود بفرست بر محمد و آل محمد و انجام بده براى من سزاوارترين اين دو امر را ، قسم به تو اى مهربانترين مهربانان .
حماد بن حبيب مىگويد : اين وقت ترسيدم كه مبادا شخص او از من ناپديد شود و اثر امرش بر من پوشيده ماند ، پس دامنش را گرفتم و عرضه داشتم تو را به آن كسى كه در عبادت رنج و تعب و ملال و خستگى را از تو گرفته و لذت رهبت را در كامت نهاده بر من رحمت آر و مرا در گلستان مرحمت و عنايتت جاى ده كه من مردى ضال و گم گشتهام و آرزو دارم كه هماهنگ تو شوم و گفتار تو را پيروى كنم ،
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 144
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٤٤