خونى كه وارد كليهها مىشود ، ممكن است داراى املاح سديم ، منيزيوم و فسفات به مقدار زيادترى باشد ، كليهها املاح مذكور را تحت كنترل قرار مىدهند و مقدار هر كدام از آنها را محدود مىسازد ، هنگامى كه خون ، كليهها را ترك مىكند به طور دقيق هر مقدار ملح معدنى كه طرف احتياج اعضاى بدن است و لزوماً بايد آن املاح را داشته باشد همراه خود برده به سلّولها مىرساند .
مايعات عصبى كه از مغز به حركت مىآيند به جدار عضلهء شريانها فرمان سست گشتن مىدهند و دريچههاى انتظام جريان خون ، باز و بسته مىشود ؛ مثلًا شخصى كه كنار حوض آبى در مقابل آفتاب دراز كشيده باشد ، جريان خون او تقريباً آرام است و موىرگهاى او خالى هستند ؛ زيرا سلّولها موقعى كه شخص راحت و آرام است ، احتياج زيادى به نيرو ندارند .
به محض اين كه شخص داخل آب شود فوراً مركز محرّكهء اعصاب و عروق به فعّاليت مىافتند و عضلهها گلوكز خود را مىبلعند و مىكوشند رسوب گاز كربنيك را به سرعت دفع كنند .
براى كنترل جريان خون ، مراكز فرعى ديگرى هم وجود دارد از جمله يكى در قسمت بالاى شكم كه شبكهء عصبى مىباشد ، اگر ضربهاى به اين ناحيه وارد آيد ، آن شبكهء نازك به كلّى از هم پاشيده و رگهاى مويين خون در شكم منبسط مىشوند و آنقدر خون جذب و بلع مىكنند كه مغز از داشتن خون محروم مىماند و حالت بيهوشى به مصدوم دست مىدهد .
يك شخص بالغ ، مقدار خون او در حدود شش الى هفت ليتر است كه آن مقدار خون تقريباً داراى سى هزار ميليارد گلبول قرمز است .
اين گلبولها در مغز استخوان به عمل مىآيند و در هر دقيقه ، هفتاد و دو ميليون گلبول به موازات هم بهوجود مىآيند و از بين مىروند و دورهء زندگى متوسط
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 362
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٦٢