كالبد را پرورش ظلم است ظلم * جان كند جز بندگى حيف است حيف
جان و دل درباز در راه خدا * غير اين بازندگى حيف است حيف
اهل دنيا را سبك كن ناتوان * با گران افكندگى حيف است حيف
يا رب از عشقت بده شورى مرا * فيض را افسردگى حيف است حيف « 1 »
نعمت كبد
كبد را اگر كليد تندرستى بدن بناميم ، چيزى به گزاف نگفتهايم ، كبد يا جگر سياه از بزرگترين و پرگنجايشترين غدههاى بدن است .
رنگ آن قرمز تيره و برش ساخت آن مدوّر و وزن آن از يك چهلم وزن جسم آدمى تجاوز نمىكند و قرارگاه آن بالاى سمت راست شكم ، زير پردهء دل در قفسهء سينه است .
اين غدّهء اسرارآميز آزمايشگاه شيميايى بدن است ، اعمال آن باعث ضربان قلب ، اتّساع رگهاى خون ، سهولت هضم غذا ، حسن انجام كارهاى فكرى و نيرو دادن به عضلات بدن است ! !
نسج كبد از يك نوع سلول تشكيل يافته و اين سلّولهاى ريز كه شمارهء آنها از ميليونها تجاوز مىكند ، پهلوى هم قرار دارند و يك غدّهء ضخيم تشكيل داده و بر اثر جريان مداوم خون ، مرطوب و مشروب مىشود .
خونهايى كه به كبد مىريزد داراى مواد غذايى فراوان است ، قسمتى از آن از لولهء جهاز هاضمه به وسيلهء سياه رگ بزرگ و قسمتى كه داراى اكسيژن است از سمت چپ قلب به وسيلهء شريان كبدى وارد آن مىشود و پيش از آنكه به
هامش
( 1 ) - فيض كاشانى .