كهنترين آنها سى روز است .
گلبولهاى قرمز هنگامى كه از كبد عبور مىكنند ، مورد حملهء دنبالههاى ذرّه بينى سلّولها كه شباهت به نجم البحر دارند واقع شده از بين مىروند ، لكن اعضاى بدن هميشه مقدار 85 % از اين گلبولها را ذخيره دارند و خون ، اين ذخاير را به مغز استخوان مىرساند و در آنجا از نو هموگلوبين تهيّه مىشود .
در برابر گلبولهاى قرمز ، گلبولهاى سپيدى در خون موجود است كه وظيفهء آنها مبارزه با عفونت و فساد خون است ، بعضى از اين گلبولها به ميكروبها حمله مىكنند و آنها را مىخورند .
در خون ، مادّهاى براى منعقد گشتن وجود دارد كه هنوز دانشمندان نتوانستهاند به ماهيّت آن پى ببرند ، به علاوه مادّهء ديگرى در خون يافت مىشود كه بسيار مهّم است و آن مادّه ، نوع مخصوص خون هر شخص را معين و معلوم مىسازد .
به طورى كه مشروحاً ذكر شد ، ساختمان دستگاه دوران خون و شبكههاى رگهاى مويى آن و همچنين مايع خون ، هر كدام عجيب و حيرتآميز است و مواد مركبهء خون هم كمتر از آنها نيست ؛ چون به ديدهء فراست به ساختمان و جريان كار مداوم آن ماشين فعّال بنگريم ، ناگزيريم سر تعظيم به آستان حضرت حق فرود آورده از روى بصيرت و بينايى او را ستايش و ذات بىهمتايش را پرستش نماييم .
فيض ، آن شوريدهء مست مىگويد :
جز خدا را بندگى حيف است حيف * بى غم او زندگى حيف است حيف
در غمش در خلد عشرت چون كنم * ماندگى از بندگى حيف است حيف
جز به درگاه رفيعش سر منه * بهر غير افكندگى حيف است حيف
سر زعشق و دل زغم خالى مكن * بى خيالش زندگى حيف است حيف
عمر و جان در ساعت حق صرف كن * در جهان جز بندگى حيفاست حيف