مىشود ، هرچند اين عمل در ريهها انجام مىگردد ، ولى عمل معكوس آن در سلّولها و در طول سيستم دوران خون جريان مىيابد ، هموگلوبين ، اكسيژن را در خون وارد مىكند و گاز كربنيك خون را مىگيرد .
قسمت شايان توجه دستگاه دوران خون ، شبكهء وسيع رگهاى مويى است كه لولههاى ذره بينى ريزى هستند كه سرِ شريان و وريدها را به هم وصل مىنمايند ، اين رگها به حدّى ريز و باريكاند كه گلبولهاى قرمز خون مجبورند در عبور از ميان رگها ، رديف شده به نوبت بگذرند ، اينجاست كه خون وظيفهء اصلى خود را انجام مىدهد و به سلّولها غذا مىرساند و سلولهاى ضايع شده را گرفته با خود مىبرد .
هريك از سلّولها در مايع نمكدارى كه متوالياً تجديد مىشود زندگى مىكنند و آن مايع شور به منزلهء دايه و پرورشدهندهء سلولهاست كه سلّولها در ميان آن شناورند .
خون وريدى داراى رسوبهاى مختلفى است ، مانند گاز كربونيك ، آب ، تفالهء پروتئينهاى تغييريافته و دستگاه دوران خون ، اين رسوبها يا دردها را به كبد و كليهها مىفرستد .
كليهها ، دستگاه تقطير و تصفيهاى است كه از لولههاى خيلى باريك تشكيل شده و طول لولههاى آن در حدود يك صد كيلومتر مىشود ، شكل آن شبيه لوبياست و در شبانه روز قريب به دويست ليتر خون صاف مىكند ، موادّ مضرّ و ناپاك خون بهويژه اوره ، آمونياك و ته ماندههاى نهايى غذا را به پيشاب تبديل نموده و دفع مىكند و صد و هفتاد و هشت ليتر مايع صاف شده را به خون برمىگرداند ، كبد مقدار اسيد آمينه و قند خون را كنترل مىكند و كليهها مواد معدنى خون را تعديل مىنمايند .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 361
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٦١