سينه تبعيّت كند و در نتيجه متسع مىشوند فشار داخل جنبى به تدريج كه ريهها از هوا پر مىشوند كمتر منفى مىگردد .
ناحيهء دوّمى كه در آن تغييرات فشار حادث مىشود ، مجارى هوايى و حبابچههاى ريهها هستند . اين فشار موسوم به فشار داخل ريوى است ، هنگامى كه هيچگونه جريان هوا به داخل ريه يا بالعكس وجود ندارد ، فشار در حبابچهها برابر با فشار جو است .
در هنگام عمل دم ، فشار داخل ريه در نتيجهء اتساع ريهها به تبعيّت از بزرگ شدن حجم قفسهء سينه از فشار جو كمتر مىشود و هوا آن قدر به درون ريهها جريان مىيابد تا فشار داخل ريه مجدداً با فشار جو برابر گردد ، به تدريج كه حجم قفسهء سينه بر اثر انقباض عضلات دمى ، كاهش مىيابد و ريههاى ارتجاعى روى هم مىخوابند ، فشار داخل ريه از فشار جو بيشتر مىشود و هوا آنقدر به خارج جريان مىيابد تا فشار داخل ريه مجدداً با فشار جو برابر گردد و در اينجا دورهء تنفسى تكميل مىشود .
عاملى كه در پر كردن ريهها از هوا اهميّت زيادى دارد ، كشش سطحى است . هر دو سطح مرطوب به علت كشش سطحى به طور محكم به يك ديگر مىچسبند ، كشش سطحى سبب مىشود كه دو لايهء جنب ( لايهاى كه ريه را مىپوشاند و لايهاى كه قفسهء سينه را مفروش مىكند ) هنگام بزرگ شدن قفسهء سينه از يك ديگر جدا نشوند و بنابراين ريهها را وادار به اتساع مىكند ؛ يعنى ريهها بايد از حركات قفسهء سينه پيروى كنند .
كشش سطحى همچنين در سطوح مرطوب داخلى ريهها اعمال مىشود و در نتيجه اين سطوح تمايل پيدا مىكنند كه به يكديگر چسبيده و اتساع حبابچهها را محدود كنند .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 303
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٠٣