شكر ، معلول معرفت نعمت است و ما بهخصوص براى كدام يك از نعمتهاى الهى قدم معرفت برداشتهايم ، تا پس از آگاه شدن به موقعيت نعمت در زندگى خويش به اداى شكر برخيزيم ؟
به قول عاشق عارف ، الهى :
گر اين بود عمرى كه از دست ما شد * دريغا كه يكسر به باد فنا شد
دريغا كه سرمايهء زندگانى * هدر گشت و بر باد رفت و هبا شد
به باطل گذشته است ايّام عمرى * كه بىياد حق رفت و صرف هوا شد
به بازيچه بگذشت دور جوانى * فغان كين چنين گوهرى بىبها شد
زچرخ اى جوانان دوران بپرسيد * كه دور جوانى پيران كجا شد
رود عمر و ماند به جا حسرت و غم * بر آن دل كه غافل زياد خدا شد « 1 »
دستگاه تنفس و عوامل نَفَس
امام صادق عليه السلام در ابتداى روايت باب شكر مىفرمايد :
در هر نفسى از نفسهايت شكرى لازم ، بلكه هزار شكر يا بيشتر لازم است . اين مسئله جداً احتياج به توضيح و تشريح دارد و در اين زمينه ، لازم است عزيزانى كه نسبت به حقايق دنبال معرفت هستند ، اطلاعات مهمى در زمينههاى مربوط به شكر كسب كنند .
شكر چون در ارتباط با نعمتهاى معنوى و مادىّ است ، نعمتهايى كه انسان بىواسطه و به واسطه با آن سر و كار دارد ، اگر بخواهد به نحو مفصّل مورد بحث قرار بگيرد ، از چند جلد كتاب و شايد از مجلّدات غير قابل شمارشى تجاوز كند
هامش
( 1 ) - الهى قمشهاى .