تماشا در تماشا باشد آن را * كه در دل ، ديدهء بيدار دارد
چه پروا دارد از تاريكى زلف * كه از شمع رخش انوار دارد
دو روزى فيض را مهلت ده اى عمر * دلش با عشق بازى كار دارد « 1 »
براى ايجاد شدن يك نفس ، مىدانيد بايد چه نعمتهاى عظيمى به كار بيفتد ، تا انسان بتواند يك نفس راحت بكشد .
زمين بايد به دور خورشيد بگردد تا فصلها مهيّا شود ، به دور خود بگردد تا شب و روز به وجود آيد ، آفتاب بايد بر زمين بتابد ، تا قسمتى از آبها تبخير گردد ، تا گياهان و درختان برويند ، تا موجودات زنده به حيات خود ادامه دهند ، تا ميكروبها و ويروسهاى مضرّ ، نابود شوند ، تا عملِ كربنگيرى به وسيلهء هزاران ميليارد گياه و درخت انجام گرفته ، اكسيژن زمين تأمين گردد ، تا بين اكسيژن و ازت ، تعادل حاصل شود و پس از آن ميلياردها سلول در بدن بايد فعاليت هماهنگ كنند ، تا دستگاه تنفس بتواند كار كند تا بشود يك نفس كشيد ، شما تفصيل اين فعل و انفعالاتى كه يك هزارمش گفته نشد اگر بخواهيد در كتب مربوط ببينيد ، بايد يك كتاب خانهء عظيم را از اوّل تا آخر مطالعه كنيد تا ماهيّت يك نفس كشيدن براى شما روشن شود ، آنگاه به اين معنى پى مىبريد كه براى هر نفس ، ميلياردها نعمت به كار گرفته مىشود ، پس براى يك نفس ، ميلياردها شكر لازم است و براى هر شكرى نيز شكرى واجب و در اين آفرينش كدام قدرت است كه از عهدهء شكر آن حضرت برآيد ؟
ما اگر بخواهيم نسبت به مسئلهء شكرِ حق ، انصاف دهيم ، بايد بگوييم : نسبت به يك نعمتِ حق كه به نظر ما ساده مىآيد ، اداى شكر نكرده و حقّى بهجا نياوردهايم .
هامش
( 1 ) - فيض كاشانى .