دشمن مىافتد و حس مىكنند كه دشمن به سوى آنها هدفگيرى كرده در اطراف خود رنگ سياه پخش مىكنند و خويش را در لابهلاى رنگ از دسترس دشمن دور نگاه داشته و از منطقه دور مىشوند !
اينان از كجا دشمن را مىشناسند ؟ در حالى كه در اطراف آنان هزاران هزار جانور زندگى مىكنند و براى هيچيك رنگ پخش نمىكنند .
كارخانهء رنگ سازى در كجاى بدن آنهاست ؟ اين همه معلومات را از كجا آموختهاند ؟ آيا مسألهاى جز هدايت الهى در اين نوع از حيوانات و ماهيان دريا چيز ديگرى هست ؟ !
برخى از ماهيان دريا كه در اعماق آب در آنجايى كه نور خورشيد نمىرسد زندگى مىكنند ، اينان براى يافتن طعمه از پس گردن خود توليد روشنايى مىكنند ، به اين معنى كه وقتى نيازمند به غذا مىشوند ، به اندازهء كمى گردن خود را پايين مىاندازند ، اطراف آنان از نورى كه از پس گردنشان مىدرخشد روشن مىشود ؛ در سايهء اين روشنايى شروع به صيد مىكنند ، چون دشمن را ببينند ، سر خود را به سرعت بالا برده و اطراف خود را تاريك كرده و در تاريكى فرار مىكنند .
كارخانهء مولد نور در كجاى بدن آنهاست ؟ از كجا به اين نور پى بردهاند و از كجا فهميدهاند كه وقتى سر خود را به طرف بالا ببرند ، اتصالى حاصل شده و نور مىدرخشد ؟ و از كجا دانستهاند كه با بالا بردن سر ، اتصال قطع مىشود و چراغ خاموش مىگردد ؟ دوست و دشمن را از كجا به اين خوبى تشخيص مىدهند ؟ آيا جز هدايت الهى منبع ديگرى براى فهم اين همه مسائل براى آنها هست ؟ !
يكى از كوهنوردان مىگويد :
در تمام مدت سال از منزلم تا بالاترين نقطهء تپهاى كه در محيط زندگيم بود ، راهپيمايى مىكردم .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 161
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٦١