مطيعين قرار داده و از جمع آلودگان و عاصيان دور نگاه مىدارد .
ذكر اگر محرك انسان به سوى واقعيتها نباشد ، عين غفلت است و از غفلت جز معصيت نخيزد ! ! و به فرمودهء حضرت صادق عليه السلام : مَنْ كانَ ذاكِراً لِلّهِ عَلَى الْحَقيقَةِ فَهُوَ مُطيعٌ وَمَنْ كانَ غافِلًا عَنْهُ فَهُوَ عاصٍ .
توضيح ذكر از زبان عارفان
اهل دل ، آن عاشقانى كه در صراط مستقيم حق به دريافت واقعيتها نايل شدند و محبوب حقيقى را بر ماسوا برگزيدند و تنها قبلهء آنان وجه جانان بود و تا زنده بودند ، دائم الذكر بودند ، به اين معنى كه قلب و جانشان تجلى گاه انوار حضرت يار بود و سراسر عمر را به مبارزه با هوسها گذراندند و غير طاعت دوست از آنان ديده نشد ، مسائل مهمى را تحت عنوان ذكر بيان فرمودهاند كه اين وجيزه گنجايش بازگو كردن تمام مطالب آنان و توضيحش را ندارد و تنها بايد به دورنمايى از گفتار آنان كه بر اساس آيات و روايات تنظيم شده اشاره رود !
در « المناقب » « 1 » ابن شهر آشوب آمده :
بدان كه حق تعالى اهل حقيقت را به هيچكار چندان نفرمود كه بر ذكر خود كه :
[ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً ]
« 2 » .
اى اهل ايمان ! خدا را بسيار ياد كنيد .
ذكر بسيار ، حضور و دوستى است ، كسى كه چيزى را دوست دارد ، همگى خود ، به دو دهد .
هامش
( 1 ) - المناقب : 50 .
( 2 ) - احزاب ( 33 ) : 41 .