و چون كسى به راه ذكر حق سبحانه و تعالى در آمد ، همهء علايق از او منقطع گردد ، حق سبحانه و تعالى مىفرمايد :
أَنا جَليسُ مَنْ ذَكَرَنى « 1 » .
من همنشين كسى هستم كه مرا همواره ياد كند .
و در مجلس او جز او را راه نبود .
ذوالنون مصرى گويد :
هركه حق را ياد كند ، چنان كه حقيقت ذكر است ، همه چيز در ضمن آن ذكر فراموش كند و شرفى است ذكر را كه هيچ عبادتى ديگر را نيست و آن شرف آن است كه ذكر موقت نيست و عبادات ديگر موقت است .
جبرئيل به نزديك رسول صلى الله عليه و آله آمد و گفت :
حق تعالى سلام مىگويد و مىفرمايد : امت تو را عطايى دادم كه هيچ امت را ندادم . گفت : اين چيست ؟ گفت ذكر حق تعالى در همهء اوقات و در همه احوال .
ذكر بر سه نوع است :
ذكر زبان ، ذكر دل ، ذكر سرّ .
اما ذكر زبان يكى به ده است و ذكر دل را ثواب و جزا معين است ، اما ذكر سرّ را جزا معدود نيست .
ذكر زبان را منشور اين است كه :
[ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً ]
« 2 » .
پس خدا را آن گونه كه پدرانتان را ياد مىكنيد يا بهتر و بيشتر از آن ياد كنيد .
هامش
( 1 ) - الكافى : 2 / 496 ، باب ما يجب من ذكر اللّه ، حديث 4 ؛ مفتاح الفلاح : 371 .
( 2 ) - بقره ( 2 ) : 200 .