ذكر سرّ را طراز اين است كه :
[ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ]
« 1 » .
پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم .
ذكر به زبان هركس را باشد ، اما ذكر به دل خاص است ، جز به خاصگى ندهد .
اولياى الهى دائم با هر سه ذكر همراهاند ، آنچه از زبان آنان جارى شود ، حتى در سخن گفتن با مردم عين ذكر است ؛ زيرا آنان سخن جز به حق نگويند و اينگونه ذكر زبان ، شعاعى از ذكر دل است و ذكر دل هم چون تبعى از ذكر سرّ .
ذكر دل كه به دنباله ذكر سرّ است ، عزّى عظيم دارد .
پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله مىفرمود :
خَيْرُ الذِّكْرِ الْخَفِىّ وَخَيْرُ الرِّزْقِ ما يَكْفى « 2 » .
بهترين ذكرها ، ذكر پنهان است و بهترين رزقها رزقى است كه انسان را از هر جهت كفايت كند .
و ذكر پنهان ذكر به دل است و دل ذاكر دلى است كه به حقيقت تجلى گاه انوار اوست و از هر آلودگى پاك است .
اما در ذكر سرّ كه بالاترين ذكر است ، ذاكر با تمام وجود فانى در مفهوم و مصداق ذكر است . ابن العطار را پرسيدند كه ذكر با اسرار چه كند ؟ گفت : ذكر آفتابى است كه چون از برج سرّى برآيد ، آثار بشريت را در ذاكر بسوزد ، تا همهء عظمت و جلال مذكور ماند .
عارف سوخته جان ، حاج ميرزا حبيب اللّه شهيدى خراسانى در توجه دادن
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 152 .
( 2 ) - مجموعة ورام : 2 / 31 .