و اخلاق نسبت به همهء انسان ها بودند ، از طرف خداوند به عنوان پيامبر و رسول انتخاب شدند ، تا با ارتباطشان با عالم وحى آنچه به خير دنيا و آخرت انسان است از حق دريافت كرده به بشر ابلاغ كنند و بر انسان هم وجوب عقلى و فطرى است كه تعليمات الهى را از انبيا دريافت كرده و در تمام زواياى حيات به كار بندد . در اين زمينه لازم است به قسمتى از آيات قرآن توجّه كنيم .
[
كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ]
« 1 »
.
مردم [ در ابتداى تشكيل اجتماع ] گروهى واحد و يك دست بودند [ و اختلاف و تضادى در امور زندگى نداشتند ] ، پس [ از پديد آمدن اختلاف و تضاد ] خدا پيامبرانى را مژده دهنده و بيم رسان برانگيخت ، و با آنان به درستى و راستى كتاب را نازل كرد ، تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند ، داورى كند .
[ آن گاه در خود كتاب اختلاف پديد شد ] و اختلاف را در آن پديد نياوردند مگر كسانى كه به آنان كتاب داده شد ، [ اين اختلاف ] بعد از دلايل و برهانهاى روشن و آشكارى بود كه براى آنان آمد ، [ و سبب آن ] برترى جويى و حسد در ميان خودشان بود . پس خدا كسانى را كه ايمان آوردند ، به توفيق خود به حقّى كه در آن اختلاف كردند ، راهنمايى كرد و خدا هر كه را بخواهد به راهى راست هدايت مىكند .
[
إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَيْنا إِلى إِبْراهِيمَ
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 213 .