امامت
پيامبران بزرگ الهى مسؤوليت داشتند براى حفظ مقرّرات خداوند و پابرجايى نظام حيات انسانى براساس مقرّرات وحى ، آن كس را كه خدا مىپسندد براى بعد از خود به جانشينى منصوب كنند و مسئلهء خلافت بعد از نبىّ در زمان تمام انبيا به عنوان يكى از اصولىترين مسائل تجلّى داشت .
مسلمانان در اصل مسئلهء خلافت و جانشينى پيامبر شكّى ندارند و همه با اختلاف مسلكى كه دارند بر اين اصل متّفقند ؛ تنها اختلاف در شخص جانشين است كه طائفهء حقّهء شيعهء اثناعشريّه با تكيه به آيات و روايات متين اسلامى كه در اكثر كتب نقل شده عقيده دارند كه پيامبر بزرگ صلى الله عليه و آله در هجدهم ذى الحجّة در غدير خم به دستور خداوند ، على بن ابىطالب اميرالمؤمنين عليه السلام را براى پس از خود به جانشينى معرّفى فرمود و اوصياى بعد از او را هم - حتّى به نقل روايات اهل سنّت - تا نفر دوازدهم نام برد و مسئلهء جانشينى از نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله آن چنان پراهميّت بود كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه در دورهء رسالت بيست و سه سالهاش نفرينى از او نسبت به كسى در هيچ موردى شنيده نشد ، ولى متخلّف از وصىّ خود را نفرين كرد :
مَنْ كُنْتُ مَولاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ اللّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ « 1 » .
هر كه من سرپرست اويم پس على سرپرست اوست . خداوندا ! دوست بدار كسى كه على را دوست دارد و دشمن بدار كسى را كه دشمن على است و يارى كن هر كه او را يارى كند و خوار كن هر كه او را واگذارد .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 21 / 387 ، باب 36 ، در ضمن حديث 10 .