امام باقر عليه السلام در باب رهبرى و امامت مىفرمايد :
در اسلام براى هيچ چيزى همانند رهبرى فرياد نشده است « 1 » و در روايات زيادى آمده كه مسلمان گرچه تا پايان عالم بين ركن و مقام تمام روزها را روزه بدارد و شبها را به عبادت قيام كند ، اگر با تكيه به ولايت و رهبرى امام منصوب از جانب خدا و پيامبر نباشد قبول نيست « 2 » .
شيعه مسئلهء رهبرى و جانشينى اميرالمؤمنين را كه از جانب خدا و پيامبر منصوب به امامت شد در كتابهاى گرانبهايش با تكيه به آيات و روايات بىشمارى كه ازاهل سنّت نقل كرده اثبات مىكند ، كتابهايى همانند « الفين » علّامهء حلّى ، « عبقات » ميرحامد حسين ، « الغدير » علّامهء امينى ، « المراجعات » شرف الدين و كتاب « شيعه سؤال مىكند » ، در زمينهء اثبات رهبرى اميرالمؤمنين عليه السلام آن چنان با برهان و دليل داد سخن دادهاند كه براى كسى از مسلمانان جاى شك و ترديد در اين زمينه باقى نگذاشتهاند .
بايد گفت كه امامت همان تجلّى نبوّت است و بدون اتّصال به امام معصوم اتّصال به پيامبر صلى الله عليه و آله و خدا امكان ندارد .
محتواى وحى
در آياتى كه در بخش نبوّت گذشت ، خوانديد كه انبيا الهى وظيفه داشتند ، براى تأمين خير دنيا و آخرت مردم ، مسائل الهى را در بين مردم تبليغ كرده و به آنان تعليم دهند و زمينهء عمل به احكام حضرت حق را فراهم نمايند ؛ در اينجا لازم است به گوشهاى از محتواى وحى كه در قرآن و سنّت منعكس است اشاره شود :
هامش
( 1 ) - الكافى : 2 / 18 ، باب دعائم الاسلام ، حديث 1 .
( 2 ) - وسائل الشيعة : 1 / 118 ، باب بطلان العبادة بدون ولاية الائمه عليهم السلام و اعتقاد امامتهم .