و شهادت عزّت قرآن بر اين سخن شامل است كه مىگويد :
[
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى . . . ]
« 1 »
.
از دين آنچه را به نوح سفارش كرده بود ، براى شما تشريع كرد و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را به ابراهيم و موسى و عيسى به آن توصيه نموديم .
مرتبتدارِ دين ما دو چيز است : « قال اللّه » و « قال رسول اللّه » و گر آن چه مايهء دين اهل بدعت است از جواهر و اعراض و فصول متكلّمان و تصرّفات عقول ايشان در آفرينش ، يكبار نيست گردد و متلاشى شود و با كتم عدم رَود .
يك ذرّه نقصان در آستانه عزّت دين و سدهء عظمت سنّت نيايد ، تا از ربّالعزّة به حكم اقبال به اهل اسلام اين خطاب مىآيد كه :
[
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً ]
« 2 »
.
امروز [ با نصبِ على بن ابىطالب به ولايت ، امامت ، حكومت و فرمانروايى بر امت ] دينتان را براى شما كامل و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را برايتان به عنوان دين پسنديدم .
اينجا نه كلام متكلّمان در گنجد ، نه فصول متفلسفان ، نه بيان عرض و جوهر ايشان .
[
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي . . . ]
« 3 »
:
پيش از وجود عالم و خاك آدم به
هامش
( 1 ) - شورى ( 42 ) : 13 .
( 2 ) - مائده ( 5 ) : 3 .
( 3 ) - آل عمران ( 3 ) : 31 .