به مطلب رسيد ، گفت :
سالها دل طلب جام جم از ما مىكرد * وانچه خود داشت زبيگانه تمنّا مىكرد
بىدلى در همه احوال خدا با او بود * او نمىديدش و از دور خدايا مىكرد
مرحوم حاج ملّا هادى سبزوارى يك بيت دارد كه فشرده و عصارهء علوم و معارف او است :
دوش بر دامن معشوق زدم دست به خواب * دست من بر دل من بود چو بيدار شدم
[
. . . وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ]
« 1 » يعنى چه ؟ چگونه خداى تعالى عزّهالكريم نزديكتر از شاهرگ حياتى ماست ؟
آب در كوزه و ما تشنهلبان مىگرديم * يار در خانه و ما گرد جهان مىگرديم
خودشناسى يعنى چه ؟ يعنى پى بردن به آن رشتهء ارتباط و تقويت آن ، نه آگاهى بر گوشت ، پوست ، رگ ، پى ، شش ، كليه ، كبد ، معده و روده .
گروهى در پى اين رشته رفته و به تقويت آن پرداخته و از پيرايهها و شعاير زائده و قيد و بندها رستهاند ، ايشان عارفان حقيقتاند ؛ اما اكثريّت مردم در تيه مادّه و غرقاب حيوانيّت غريقاند ، شيخ سعدى در همين معنا مىگويد :
تا جان معرفت نكند زندهات به شخص * نزديك عارفان حَيَوان محقّرى « 2 »
شأن انبيا و رسولان فقط اين است كه خبر دهنده و پيغامآور و قاصدان خدا باشند ، نه ايجاد كنندهء دين ؛ زيرا دين با فطرت عجين شده است و قوانينى كه وضع يا تعديل و اصلاح كردهاند همه يا براى نظم معاش و اخلاق بوده كه هرج و مرج موجب پراكندگى خاطر و انصراف از توجّه به آن چه بايد شود و يا عبادتى است كه طريق آشنايى با خود و خدا را به وسيله توجّه وخلوص در كردار و اعمال خير نشان دادهاند .
هامش
( 1 ) - ق ( 50 ) : 16 .
( 2 ) - كليات سعدى : 753 ( مواعظ ) .