7 - ديندارى ، موجب شكر نعمت
شكر منعم واجب است ، يعنى به هر شخصى كه احسانى شود ، بر او لازم است كه از نيكوكار تشكّر و سپاسگزارى نمايد ، اين امر مقتضاى آدميّت است و حتّى بعضى از حيوانات به منعم وفا دارند ، با قبول اين اصل ، آدميان كه از نعمتهاى بىحد و حصر خداوند برخوردارند و مىدانند اين نعمتهاى بىپايان كه برون از حد وصف و قياساند و از ناحيهء منعمى غير از افراد عادى و جز عناصر خاكى و عوامل مادّى است ، بايد به شكرگزارى او اهتمام ورزند و در مقام اتيان اين فريضه و اجراى اين تكليف واجب ، منعم خود را بشناسد و چون منعمى جز حق پيدا نمىكند ، ناچار از حركت به سوى خدا و معرفت نسبت به اوست و اين معنى ، همان دين و ديندارى است .
8 - ديندارى ، دفع ضرر محتمل
دفع ضرر محتمل لازم است ؛ در دنيا دو گروه در برابر يكديگر قرار گرفتهاند ، موحّدين و كفار . موحدان به خدا و نشئهء ماوراء و روز جزا ايمان دارند و براى اعمال خوب و بد پاداش قائلند . كفّار فقط به ماديّات قائلند . به جز دنيا عقيده به چيز ديگر ندارند ، نيكان عالم و در رأس همهء آنها انبياى الهى كفّار را از هول و هراس قيامت ، از شرارهء آتش جهنّم و از آن روز وانفسا برحذر داشته و گفتهاند : براى بدكاران و كافران و فاجران و منافقان در آخرت عذاب دردناك پايدار خواهد بود .
حداقل اثر گفتار پيامبران وهاديان انسان به صراط مستقيم آن است كه كفّار و منافقان احتمال عذاب و احتمال صدق گفتار پيامبران و سالكان راه را مىدهند و روى اين احتمال دفع ضرر محتمل واجب است و اين وجوب هم عقلى است و با