تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
من سراسيمه به سوى شوهر و جنازهء طفل دويدم ، در اين اثنا كودك خردسالم خود را به ديگ غذا كه در حال جوشيدن بود رساند و به ديگ دست زند ، ديگ به روى او واژگون شده او را كشت . خلاصه من در ظرف يك روز تمام عزيزانم را از دست داده و در اين حال فكر كردم كه اگر براى خدا در اين حوادث سنگين صبر و شكيبايى كنم مأجور خواهم بود ، از اين جهت شكيبايى به خرج مىدهم و حتّى اشك ديدگان را پنهان مىكنم و به دنبال آن گفت : تمام امور از جانب خداست و همه‌چيز واگذار به حضرت اوست و امرى را نمىيابم كه واگذار به بنده باشد . به قول حكيم صفاى اصفهانى :
عشق زد خيمه بياييد كه بىخانه شويم * شمع افروخته شد هم پر پروانه شويم
حلقهء طرّه او در شكن است و خم و تاب * بايد اندر سر اين سلسله ديوانه شويم آشنايان غم عشق برآنند كه ما * زين خيال و خرد شيفتهء بيگانه شويم بيت معمور ولايت دل ديوانه ماست * گنج ماييم كه بايد همه ويرانه شويم « 1 »

4 - اجراى دين با خلوص نيت

انسان مؤمن قوانين دين را از روى خلوص نيّت اجرا مىكند و در اين زمينه نيازى به قوّهء مجريه ندارد . آن قانونى كه ريشه در سرّ سويداى دل و روح و جان آدمى داشته باشد ، بدون قوّهء مجريه ، منهاى پليس و پاسبان اجرا مىگردد و متديّن واقعى به خود اجازهء تخطّى ، در هيچ مرحله‌اى نمىدهد و اين گونه قانون هم فقط قانون دين است ؛
هامش
( 1 ) - صفاى اصفهانى : 260 .