درمىآيد و مدت پانزده سال به عنوان يك شاگرد از مكتب شيخ كسب فيض مىكند ! ! و پاكى شيخ را ببينيد كه حاضر نيست بيش از حدّ لازم به زندگى خود گشايش و وسعت بدهد ! !
راستى اوج پاكى و فضيلت تا كجا ؟ اينان فارغ التحصيل كدام دانشگاه بودند و چه علمى خوانده بودند و كجا خوانده بودند ؟
داستان زندگى اينان شبيه فرشتگان است ، خيال مىكنى اين گونه افراد ، از تمام ابعاد مادّى عارى بودند ، خداى مهربان در قيامت با اين گونه بندگان بر همگان اتمام حجّت خواهد كرد ! !
به قول عارف سوخته جان عطّار نيشابورى :
هركه در اين درد گرفتار نيست * يك نفسش در دو جهان كار نيست
هركه دلش ديدهء بينا نيافت * ديدهء او محرم ديدار نيست
هركه از اين واقعه بويى نبرد * جز به صفت صورت ديوار نيست
خوار شود در ره او هم چو خاك * آن كه در اين باديه خونخوار نيست
آن كه سزاوار در گلخن است * در حرم شاه سزاوار نيست
گلخنى مفلس ناشسته روى * مرد سرا پردهء اسرار نيست
كعبهء جانان گرت آرزوست * در گذر از خود ره بسيار نيست
گرچه حجاب تو برون از حد است * هيچ حجابيت چو پندار نيست
پردهء پندار بسوز و بدانك * در دو جهانت به از اين كار نيست