نفس [ طغيان گرش ] ، كشتن برادرش را در نظرش سهل و آسان جلوه داد ، پس او را كشت و از زيانكاران شد .
پبامبر بزرگ صلى الله عليه و آله فرمود :
ما عُبِدَ تَحْتَ السَّماء الهٌ أَبْغَضُ إِلَى اللّهِ تَعالى مِنَ الْهَوى « 1 » ، ثُمَّ تَلا [
أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ ]
« 2 »
. معبودى در زمين نزد خدا مبغوضتر از هوى نبوده ، سپس اين آيه را تلاوت كرد : آيا كسى كه هواى [ نفسش ] را معبود خود گرفته ديدى ؟
6 - كسى كه موقعيّت نفس را شناخت ، با تدبير نسبت به او كيفيت و كارگردانيش را نيز خواهد شناخت و كسى كه نفس و جنودش را به نيكوترين وجه كارگردانى كند ، نسبت به اوضاع زندگى و مسئلهء حكومت نيكو كارگردانى بود . اين زمان است كه مستحق مقام خلافة اللهى در زمين مىگردد ، آن خلافتى كه بارها در قرآن مجيد به آن اشاره شده است .
7 - هركس نفس را بشناسد ، عيبى را در كسى نمىبيند مگر آن را در نفس خود ببيند ، يا به صورت آشكار ، يا به صورت مايهء پنهان ، مانند آتش در سنگ و وقتى عين عيبى كه در ديگرى است در خود ديد ، از غيبت ، عيبجويى ، طعنه زدن ، خود ديدن ، فخر فروشى پرهيز خواهد كرد و كسى كه نفس خود را معيب ديد ، سزاوار است بجاى عيبجويى از ديگران ، در مقام اصلاح خود برآيد ، چنانچه رسول اسلام صلى الله عليه و آله فرمود :
هامش
( 1 ) - تفسير القرطبى : 16 / 167 .
( 2 ) - فرقان ( 25 ) : 43 .