و گمراهى است ، موجب روشنى قلوب زنگار گرفته و پى بردن به حقايق هستى است . در ميان كلمات مقدسهاى كه آن اولياى عظام در جهت بر طرف كردن حجاب غفلت از قلوب آدميان فرمودهاند ، كلام حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در جواب سائلى كه تقاضاى موعظه از حضرتش را مىنمايد از جايگاه خاصى برخوردار است ، تا آنجا كه گردآورندهء كتاب پر قيمت « نهج البلاغة » مرحوم سيد رضى اعلى اللّه مقامه نسبت به اين گفتار حضرت مىگويد :
اگر در « نهج البلاغة » به غير از اين موعظهء سودمند و حكمت عالى و روشنگر هر روشنخواه و عبرت هر ناظر انديشمند ، نبود ، براى بيدارى همگان كافى بود .
امام عليه السلام فرمود :
از آنهايى نباش كه آخرتِ آباد و عيش عالى فردا را بدون عمل بخواهند و با آرزوهاى طولانى ، اميد توبه داشته باشند ، چون دربارهء دنيا سخن گويند ، گويى از بهترين زاهدانند ، اما در عمل به دنيا آنها را بهترين خواهان برنامههاى مادّى مىبينى !
هرچه از دنيا به دستشان آيد سير نمىشوند و اگر در حدّ لازم به آنان برسد قناعت نمىورزند . از شكر آنچه به آنان داده شده عاجزند و نسبت به آنچه مانده براى بدست آوردنش در تكاپو و كوششند .
ديگران را نهى از بدىها مىكنند ، اما خود از منكرات كنارهگيرى ندارند ؛ امر به خوبىها دارند ، اما خودشان اهل عمل نيستند .
نيكان را دوست دارند ، ولى به نيكى آنان آراسته نيستند و نسبت به گنهكاران كينه دارند ، ولى خودشان از آنانند .
به خاطر گناه زياد از مردن ناراحتند ، اما در عين حال مقيم كوى معصيتند ! چون مريض شوند ، به بدرفتارىهاى خود در روزگار سلامتى پشيمان شوند ، ولى پس از
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٧٨