و اعمال صالحه مسامحه كار است .
عالىترين برنامههاى الهى را كه غنيمت خردمندان است ضرر دانسته و شهوات و بدكردارىها را غنيمت و منفعت مىداند ! !
از مرگ مىترسد ، ولى براى حفظ فرصتها و جلوگيرى از انقضاى مهلتها عجله نمىكند .
آنچه از معصيت خود كم مىداند ، براى ديگران زياد به حساب مىآورد و آنچه از طاعت ديگران كم مىداند ، براى خود فراوان حساب مىكند .
به مردم نسبت به اعمالشان طعنه مىزند ، ولى نسبت به خود توجهى ندارد . لغو با ثروتمندان برايش محبوبتر از ذكر با فقرا است .
به نفع خودش به ضرر ديگران حكم مىكند ، ولى به نفع ديگران به ضرر خود حكم نمىنمايد . ديگرى را هدايت مىكند ، ولى خود را به گمراهى مىكشد .
مىخواهد كه ديگران از او پيروى كنند ، ولى خودش نسبت به مردم نافرمان است .
علاقه دارد ديگران نسبت به او به وعدههايشان عمل كنند ، ولى خود وفاى به عهد نمىكند . از ترس مردم براى غير خدا خوب عمل مىكند ، امّا در ميان خلق ازخداى خود نمىترسد . آنجا كه بايد براى خدا به مردم نفع برساند نمىرساند و آنجا كه بايد از زيان زدن به مردم به خاطر خدا بگريزد نمىگريزد ! ! « 1 » آرى ، بهتر از اين امكان معرفى چهرهء غافل براى احدى وجود ندارد و اين اميرالمؤمنين عليه السلام درياى موّاج علم الهى است كه به طور كامل ، غافلان را معرفى فرموده است .
در اين باب روايات متعددى در آثار اسلامى به چشم مىخورد كه به بعضى از
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : حكمت 150 ؛ بحار الأنوار : 69 / 199 ، باب 105 ، حديث 30 .