عافيت يافتن خود را مأمون از عذاب فردا مىبينند !
چون به نعمت و سلامت و عافيت دست يابند اعجاب به نفس و خودبينى پيدا كرده ، اما به محض مريض شدن و مبتلا شدن به آزمايشهاى الهى نااميد مىشوند .
اگر به بلا دچار شوند ، چون يك فرد بيچارهء بىنوا به دعا برخيزند و به هنگامى كه توانگر گردند مغرور مىشوند .
به طور قطع مىداند كه سعادت در زهد و شرف و كرامت و عبادت و فضيلت است ، ولى خود را وادار به كسب اين حقايق نمىكند ، اما در برخورد به لذّات امروز و عيش و نوش زود گذر ، تسليم شده گرچه باعث هلاكت گردد .
چون گناه كمى از ديگرى ببيند ، به او اعلام وحشت مىكند كه آه ! با اين گناه در قيامت چه مىكنى ؟ ولى با اين كه خودش غرق در گناهان زيادى است و عمل نيكش نسبت به معصيتش كم است به نجات خود اميدوار است .
چون توانگر شود و مالى بدست آرد ، به مرز كفر كشيده شود و به نعمت مغرور گردد ، ولى به وقت از دست رفتن نعمت نااميد شده و ضعف و سستى بر او چيره گردد .
در عمل به فرمانهاى حق كوتاهى كند و كوشش در خواستههاى نامشروعش را از حد بگذراند ، چون ميدان شهوتى برايش فراهم گردد ، به سرعت در آن وارد شده و براى توبه از گناه ، امروز و فردا كند .
اگر محنت و بلايى رخ دهد ، براى خلاص از آن صبر و استقامت نكند .
بهترين مطالب عبرتآموز را مىگويد ، ولى خود عبرت نمىگيرد . به بهترين وجه مردم را موعظه مىكند ، اما خود از موعظه اثر برنمىدارد !
به گفتار حق و كلام نيك مسلّط است ، ولى در عمل كم قدرت و ناتوان . امور فانى و از دست رفتنى را به هر قيمتى كه شده مىخواهد ، امّا نسبت به آخرت ابدى
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٧٩