عالمى آنچه زبده و خلاصهاش بود با او همراه كردند ، پس از عبور او بر چندين هزار عوالم مختلف روحانى و جسمانى ، تا آن كه به قالب پيوست ، روح را هفتاد هزار حجاب ظلمانى و نورانى حاصل شد ، نورانى از عالم روحانيّات و ظلمانى از عالم جسمانيّات .
اگرچه در ثانى الحال هريك آلت كمال او خواهند بود ، ليكن حال هريك روح را حجابى شد تا به واسطهء آن حجب از مطالعهء عالم ملكوت و مشاهدهء جمال و ذوق مخاطبه و شرف قربت محروم ماند و از اعلى عليّين قربت به اسفل السافلين طبيعت افتاد .
و بدين روزكى چند كه روح بدين قالب تعلّق گرفت با آن كه هزار سال در خلوت خانهء خاص بىواسطه شرف قربت يافته بود ، چندان حجب پديد آورد كه به كلّى آن دولتها را فراموش كرد .
[
نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ ]
« 1 »
.
خدا را فراموش كردند و خدا هم آنان را [ از لطف و رحمت خود ] محروم كرد .
نام انسان ، مشتق از انس است كه اوّل در حضرت ، انس يافته بود ، چون حقّ از زمان ماضى خبر مىدهد او را به نام انسان مىخواند ، چنانچه خداى متعال مىفرمايد :
[
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً ]
« 2 »
.
آيا بر انسان زمانى از روزگار گذشت كه چيزى در خور ذكر نبود ؟
هامش
( 1 ) - توبه ( 9 ) : 67 .
( 2 ) - انسان ( 76 ) : 1 .