پس او از نابينايى رسته و از بند شركت با اهل هوا نجات يافته و خود يكى از كليدهاى درهاى هدايت و موجبات بسته شدن درهاى هلاكت گردد . با بينايى كامل در راه خود پيش رفته و نشانههاى راههاى سعادت را شناخته و سختى راه را پشتسر مىگذارد و به محكمترين دستآويز و استوارترين ريسمان چنگ زده و نور يقين او به روشنى نور آفتاب مىگردد .
در حديث نبوى است كه فرمود :
ما مِنْ عَبْدٍ إِلّا وَلِقَلْبِهِ عَيْنانِ وَهُما غَيْبٌ يَدْرُكُ بِهِمَا الْغَيْبَ ، فَإِذا أَرادَ اللّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً فَتَحَ عَيْنَى قَلْبِهِ فَيَرى ما هُوَ غايِبٌ عَنْ بَصَرِهِ « 1 » .
هيچ بندهاى نيست مگر آن كه دل او را دو ديدهء غيبى هست كه با آن دو امور پنهانى را درك مىكند تا آنچه را كه از ديدهء سر نهان است با ديدهء دل ببيند .
مشاهدهء جمال محبوب با رفع حجب
با وجود حجابهاى گوناگون در برابر ديدهء دل ، آيا ادّعاى ايمان و عشق و علاقه به حضرت دوست صحيح است ؟
در حالى كه حجب از نفوذ ديدهء دل مانع شدهاند ، انسان به زيارت محبوب نايل نشده و او را نديده ، چگونه مىتواند بگويد به او ايمان آوردم .
قبول دعوت انبيا و سير در راه اوليا و تسليم در برابر قرآن و فهم حقايقى كه از معصومين عليهم السلام رسيده و از همه مهمتر عمل به واجبات شرعى و دورى از منهيّات الهى ، عوامل رفع حجابهاى قلبند و انسان به هنگام حركت در راه دوست به رفع
هامش
( 1 ) - پرواز در ملكوت : 49 .