[ وَإِذا اسْتَقامَ عَلى بَساطِ الأُنْسِ بِالْمَحْبُوبِ مَعَ أَداءِ أَوامِرِهِ وَاجْتِنابِ نَواهِيهِ وَصَلَ إِلى رُوحِ الْمُناجاة ]
انس الهى
چون عارف ، متمكّن بر بساط انس با محبوب حقيقى شد و اوامر و نواهى او را به اجرا گذاشت روح مناجات را يافته و به جايى مىرسد كه ، ترك عبادت آن هم نه تنها واجبات بلكه سنّتها برايش از قبيل جدا شدن ماهى از آب است و از اين كلام استفاده مىشود كه كسالت و كاهلى در عبادت نشانهء دورى از جناب اوست و ميل و رغبت به آن دليل قرب و علامت توجّه به جلال و جمال اوست .
از نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه در وقت رسيدن اوقات نماز به بلال مىفرمود :
أَرِحنَا يَا بَلال « 1 » ،
ما را راحت كن
يعنى : اذان بگو تا ما به عبادت حق كه راحت و لذّت ما در آن است مشغول شويم .
حفظ اوامر و نواهى حق بالاترين ادب انسان به مولاست و بساط انس با او به وسيلهء دستورهايش براى آدمى حاصل مىگردد .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 79 / 193 ، باب 1 .