مگر انبيا و اوليا و ائمه عليهم السلام بزرگ مشتاق رسيدن به لقاى حق نبودند ؟
مگر نشنيدى گفتهاند : هركس مُرد تمام شد ؟
راهرو راه دوست نه اين كه مرگ را علت نقصان نمىداند ، بلكه آن را علت كمال دانسته و عاشق رسيدن به آن است .
براى پاكان و نيكان ، صالحان و عاشقان رسيدن مرگ نوبت خروج از دار ظلمت و جدايى از شرور و ورود به عالم نور و پيوستن به نتيجهء نيكىها و درستىهاست .
هنگام مرگ وقت قرار گرفتن در ارواح طيّبه و پيوند خوردن با عقول قدسيه و نفوس طاهره است .
كدام عاقل اين زندگى چند روزه را در برابر آن حيات عالى معامله مىكند ، كدام خردمند اين چند روزه پر از درد و رنج ، آغشته به آسيب و مشقّت ، داراى نقصان و عيب را با آن حيات جاودانى و كمال انسانى عوض مىكند ؟ !
چه رنجها كه بايد در اين ظلمت خانه كشيد ، تا نور لطف حق را در همه برنامههاى حيات حفظ كرد ، چه دردها بايد تحمّل كرد تا ضربه خطرات شخصيّت انسان را نابود نكند ، چه مواظبتها بايد داشت ، تا آدمى از خط بندگى حق به ميدان بردگى شيطان نيفتد ؟ و همه اين بلاها با رسيدن مرگ تمام شده و با پايان گرفتن اين سير و سلوك با همه زحمت و رنجى كه داشت ، انسان به اللّه مىرسد و در حقيقت بايد گفت : مرگ نقطه وصل و زمان به پايان رسيدن فراق است .
هان اى عزيزم ! از خواب غفلت برخيز و از مستى طبيعت به درآى و به تقويت شوق خود نسبت به واقعيّتها كه در ذاتت مايه دارد اقدام كن ، تا عاشق عالم حقيقى و مقرّ اصلى گردى .
از اين پوست بىارزش هيولايى بدرآى و روان پر از زشت را از غبار كدورتهاى مادى بشوى و نفس خدايىات را از آلودگىهاى خاك و غرور دنيايى پاك كن .
اين قفس خاك تن را بشكن و با بال همت به سوى عالم رحمت به حركت آى ،
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 146
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٤٦