تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
راستى مگر منشأ عزّت و كمال غير و علّت عظمت و شخصيّت ديگران ما هستيم ، مگر انسان در ايجاد قدرت و قوّت و مروّت و مكنت و عزّت و ذلّت ديگران علّت تامه است ؟ منشأ اين ترس جهل به قضا و قدر الهى و جهل به لطف و عنايت و مرحمت خداوند به بندگان است . خداى بزرگ نسبت به همهء شؤون موجودات و به خصوص انسان خداى كريمى است كه فيض اقدس و لطف مقدسش ، اقتضا كرده كه هر ذرّه‌اى از ذرّات عالم را به كمال لايق او برساند و او را به هدفى كه به خاطر آن او را آفريده برساند و در اين زمينه كليه موجودات عالم و به خصوص بنىآدم را غرق در قوانين لازم اعم از تكوين و تشريع نموده و هريك را به تناسب اتصالشان به آن قوانين براى رسيدن به كمال مطلوب كمك مىدهد و احدى قدرت بر تغيير و تبديل سنّت‌هاى حتميّه الهى ندارد . چه بسيار مردمى كه براى تربيت فرزندان خود رنج فراوان بردند ، امّا آنان بسوء اختيار خود پذيراى سعادت نشدند ، چه بسيار ثروتمندانى كه براى راحت اهل و عيال خود پس از خود ثروت بيكران نهادند ، ولى آن ثروت در مدّت كوتاهى از دست بازماندگان رفت و همه را گداى راه‌نشين كرد ! ! چه بسا فرزندانى كه از سايه لطف پدر و مادر محروم شدند و كم‌ترين مالى هم براى آنان نماند ، در عين حال به خاطر حس اختيار و به كار بردن انديشه و اتصال به مقرّرات پاك الهى ، از نظر تربيت به بهترين مدارج آدميّت رسيده و در سايه سعى و كوشش خود ثروتى به دست آورده ، آن را با خداى مهربان معامله كردند . چه بسا يتيمانى كه ترقّى مادى و معنوى آنان ، با كودكانى كه در دامن محبّت پدران و مادران و در كنار ثروت زياد بزرگ شدند ، قابل مقايسه نيست .