رخ يار لن ترانى زهزار پرده بينى * بزدايى ار زآيينه دل تو ماسوا را
آرى ، كميل تا ابد خاموش گشت و تا اندازهاى كه لايق بود از حقيقت آگاه و به معشوق نايل آمد « 1 » .
تا اينجا به اندازهء امكان كلمهء عارف - كه در متن روايت امام صادق عليه السلام آمده بود - و عرفان و مقامات و سير و سلوك عارفان و قواعد سير و سلوك الى اللّه توضيح داده شد و اينك به ترجمه و توضيح اصل روايت و اولين قسمت آن كه خوف است و از اصول حال عارفان است اقدام كرده و در اين زمينه از خداى بزرگ طلب مدد مىكنم كه بىمدد او هيچ برنامه مثبتى صورت نمىگيرد .
أَزِمَّةُ الأُمُورِ طُرَّاً بِيَدِهِ * وَالْكُلُّ مُسْتَمِدَّةٌ مِنْ مَدَدِهِ « 2 »
هامش
( 1 ) - حكمت الهى : 269 با تلخيص و كمى تصرّف در عبارات .
( 2 ) - ملا هادى سبزوارى .