است كمك كند ، براى انسان ، از اينگونه خوف جز رنج و مشقت براى بدن و عذاب براى روح و اضطراب در فكر و انديشه حاصلى نيست و بايد گفت : براى اين ترس در وجود انسان ، علّتى به جز غفلت و جهل وجود ندارد .
2 - ترس از برنامههايى كه وقوع و عدم وقوعش مساوى الطرفين است ، مثل اين كه نهالى را بكارد و در ترس فرو رود كه اين نهال ثمر مىدهد يا نه .
راستى ترس در اين زمينه و امثال آن چه معنا دارد ؟ در اين مرحله انسان وظيفه دارد تخم را بنشاند و قواعد كشاورزى را در جنب آن رعايت نمايد ، اگر به محصول نشست ، از عنايت و فضل اوست ، اگر بدون ثمر ماند ، بايد به جستجوى علّتش برآمد و مانع به ثمر نشستن نهال را از راه نهال دور كرد ، علاوه بر اين بايد دانست كه موجودات اين جهان مادى ، در معرض حادثهاند و گاهى حادثه متوجه زراعت و محصول انسان مىشود و اين حادثه خود بابى از ابواب ابتلا از طرف حق براى رشد بندگان است ، در اينجا به جاى ترس بايد خوشحال بود كه خداوند بزرگ انسان را جهت آزمايش انتخاب كرده است و گاهى هم حادثه جريمهاى است براى جرمهايى كه از انسان سر زده ، عاقل كسى است كه از حادثه پند گرفته و خود را در ميدان رشد و كمال و جبران نواقص قرار بدهد . پس ترس در اينگونه امور ، كارى است بيهوده و زيان آن فقط متوجه اعصاب خود انسان است .
3 - ترس از امورى كه بدون برهان عقلى و دليل منطقى ، از زمانهاى قديم زمينهساز وحشت شده ، مثل ترسيدن از جنازه ميت ، يا جنّ ، يا تنها بودن به وقت شب در خانه ، سبب اين ترس مغلوبيّت عقل در برابر قوّه وهم است و راه علاج اين ترس ، تمرين و رياضت است .
4 - ترس از فرا رسيدن مرگ كه اين ترس داراى عللى است كه با شناخت آن علل و علاجش ، انسان از مسئله وحشت از مرگ نجات يافته و نسبت به سفر آخرت حالت شوق پيدا خواهد كرد .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٤٢