حقيقتى كه مورد سؤال توست ، نور الهى است كه صبح ازل ، اشراق بر هياكل توحيد كرد ، يعنى بر ماهيات كه از خود وجود ندارند و وجودشان آيت وحدت حق است .
و مراد از صبح ازل ، مىتوان عالم عنايت ازلى و عالم ربوبيت و نظام ربانى مقصود باشد ، پس مراد به تابش نور حق و شمس حقيقة الوجود و اشراق معشوق مطلق بر هياكل توحيد ، ظهور آثار تجلى در مظاهر و مجالى اوست و به عبارت ديگر ، مراد از تجلّى نور حق در ماهيّات امكانى ، به ظهور پيوستن اشيا و كليه مراتب از ذات و ذاتيات ماهيات و جواهر و اعراض و مجرد و مادى و بسيط و مركب و ملك و ملكوت از صبح ازل وجه اللّه و انا اللّه است .
و براى آن وجود تام فوق التمام جهان به منزله آيينه است و انسان كه در وجود او تمام جهان آفرينش به وحدت و بساطت منطوى است ، آيينه ديگر است در مقابل وجه اللّه كه خود در قرآن فرمود :
[
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ ]
« 1 » .
به زودى نشانههاى خود را در كرانهها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهيم داد .
پس عالم و آدم ، نور ظهور حقيقت عينيه و به چشم شهود ، شاهد حضرت ربوبيّت است .
و مراد از هياكل توحيد حقايق عقلى و ارواح كلّى و نفوس قدسى است كه تنها آناناند كه بر اين معنى به علم و شهود آگاهند و شايد مراد كليّه اشياء باشند به اعتبار جنبه يل الرّبى و تدلّى « 2 » و ارتباطشان به حق كه :
هامش
( 1 ) - فصّلت ( 41 ) : 53 .
( 2 ) - تَدَلىَّ : فرود آمدن نزديك شدن .