ارتكاب هركار بدى يك نوع پشيمانى حاصل مىشود .
ولى آنهايى كه مراقب نفس خود هستند و سبب حقيقى بىقرارى دل خود را مىفهمند ، شروع به مذمّت كردن نفس مىكنند .
اين توبيخ و ملامت از نفس حيوانى سر نمىزند بلكه صداى نفس ناطقه و يا روح ملكوتى است كه انسان را دعوت به كسب فضيلت مىنمايد .
اين كه اغلب بزرگان دين و اولياى مبين و عرفاى آگاه گوشهنشينى و اشتغال به مناجات و نماز و روزه و دورى از زندگى روزانه را براى چند ساعت توصيه نمودهاند ، فقط براى اين بوده كه انسان لحظاتى به خود آيد و از وساوس نفس حيوانى آزاد و فارغ شود و تحريكهاى خارجى را فراموش نمايد و آتش حرصها و شهوتهاى خود را مدّتى خاموش سازد تا بتواند آن نداى آسمانى روح را از درون خود بشنود .
سالك در اين مرحله نيز بايد به رام كردن ومطيع نمودن همان حسها و نيروهاى نفس مشغول شود .
3 - نفس ناطقه يا متفكّره
در اين مرحله قوّهء تفكّر و تميز در نفس انسانى به خوبى ظهور كرده و نشو و نماى محسوسى پيدا مىكند .
البتّه قدرت نفس در اين مرحله نتيجه و مزد كوششى است كه انسان نسبت به تربيت نفس و تهذيب و تزكيه آن داشته :
[
وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ ]
« 1 »
.
هامش
( 1 ) - عنكبوت ( 29 ) : 6 .