نفس به كار رفته استفاده مىشود ، چنان كه راغب اصفهانى در « المفردات » متذكّر شده است .
[
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها * فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها * قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها ]
« 1 »
.
و به نفس و آن كه آن را درست و نيكو نمود ، * پس بزهكارى و پرهيزكارىاش را به او الهام كرد . * بىترديد كسى كه نفس را [ از آلودگى پاك كرد و ] رشد داد ، رستگار شد .
از اهمّ وظايف انسان كه بايد گفت : در رأس وظايف است ، مخالفت با خواستههاى غير مشروع نفس است كه در آثار اسلامى از اين مخالفت تعبير به جهاد اكبر شده .
عاشقان حق و ارادتمندان يار و سالكان طريق عشق ، تا زنده بودند از شرّ نفس در وحشت بودند ، تا جايى كه بزرگمردى مانند رسول اسلام صلى الله عليه و آله در دعاهاى خود به پيشگاه محبوب عرضه مىداشت :
نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنا « 2 » .
پناه مىبرم به خدا از بديهاى نفس خودمان .
راستى در صورت آلوده بودن نفس به رذايل و اسير بودن به دست انواع گناهان مىتوان دعوى محبّت حضرت او را اعلام داشت ؟ ! مىتوان خود را بنده و مؤمن به او معرّفى كرد ؟ !
عارفان عاشق براى نفس هفت منزل شمردهاند كه بايد براى رسيدن به مقصود ، به درجهء نهايى آن كه حالت مرضيّه بودن است رسيد .
هامش
( 1 ) - شمس ( 91 ) : 7 - 9 .
( 2 ) - المبسوط : 4 / 195 .