از دست و زبان كه برآيد * كز عهده شكرش به درآيد
بنده همان به كه ز تقصير خويش * عذر به درگاه خداى آورد
ورنه سزاوار خداونديش * كس نتواند كه به جاى آورد
( سعدى شيرازى )
البته بايد توجّه داشت كه اگر چه خداوند ما را امر به شكرگزارى از نعمتها نموده و مىفرمايد :
اعْمَلُواْ ءَالَ دَاوُدَ شُكْرًا وَ قَلِيلٌ مّنْ عِبَادِىَ الشَّكُورُ » « 1 »
اى خاندان داود ! به خاطر سپاس گزارى [ به فرمانها حق ] عمل كنيد ؛ و از بندگانم اندكى سپاس گزارند .
ولى در عين حال بايد بدانيم كه خداوند نيازى به شكر ما ندارد و دستور به شكر ، خود نعمت ديگرى است بر ما و توفيق شكرگزارى پيدا كردن خود موجب شكر ديگرى مىشود ، از اين رو مجالى براى اداى حق شكرگزارى نمىماند .
حقيقت شكر و شكرگزارى
حقيقت شكر چيست و چگونه شكر كردن عامل تربيت مىباشد .
حقيقت شكر ، تنها تشكّر زبانى يا گفتن
الْحَمْدُ لِلَّه
و مانند آن نيست ، بلكه شكرگزارى سه مرحله است :
مرحلهء اول : آن است كه بينديشيم كه بخشندهء نعمت كيست ؟ اين توجّه و ايمان و آگاهى پايهء اول شكر است .
مرحلهء دوم : زبان است .
مرحلهء سوم : عمل ، شكر عملى آن است كه درست بينديشيم كه هر نعمتى براى چه هدفى به ما داده شده است ، آن را در مورد خودش صرف كنيم كه اگر در مورد
هامش
( 1 ) - سبأ ( 13 ) : 13 .