لا عَيْش الَّا عَيْشَ الْآخِرَة . « 1 »
عيشى نيست مگر عيش آخرت .
دوّم : آن كه وسيلهء خير و لذّتى ديگر مىشود ، خواه به خودى خود هم مطلوب باشد يا نه و آن بر چهار قسم است :
قسم اول : اخلاق فاضله و صفات حسنه كه جامع همهء چهار صفت است . صفت علم و عفّت و شجاعت و عدالت كه اينها علاوه بر اين كه خود موجب لذّت و بهجتاند ، وسيلهء رسيدن به لذّات حقيقيّه اخرويّه نيز هستند و خود اين اخلاق و صفات لذيذند در دنيا و آخرت و نافعند در هر دو عالم و باعث راحتند در هر دو سراى و مستحسناند در جميع احوال و اين قسم از نعمت ، نعمت است در دنيا و آخرت .
قسم دوم : فضايلى كه متعلّق به بدن انسان است و آن چهار چيز است . صحّت و قوّت و طول عمر و جمال يعنى خالى بودن از نقص و زيادتى و عيب و استقامت و تناسب اعضا .
قسم سوم : نعمتهاى دنيويّهء خارج از بدن انسان كه عبارت است از مال و جاه ، اهل و قبيله .
قسم چهارم : اسبابى كه فى الجمله مناسبتى با اخلاق حسنه و فضايل ربانيّه دارد كه هدايت از جانب خداوند و رشد او و تأييد او باشد . » « 2 » آرى ، نعمتهاى خداوند خارج از احصا و شمارش است و عقول بشر قاصر از شمردن است چه رسد به شكرگزارى از آن نعمتها .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 19 / 124 ، باب 7 ، حديث 9 ؛ تفسير القمى : 2 / 177 .
( 2 ) - معراج السعادة : 630 - 631 ، فصل شناخت نعمتهاى الهى .