تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
به ياد چشم تو بيمار بسترى شده‌ام * بدين اميد كه آيى پى عيادت من از آن به سوى تو روى آورم به وقت نماز * كه ابروى تو بود قبلهء عبادت من نهادم از سر تحقيق پا به وادى عشق * خدا كند نشود گفتگوش عادت من شهيد آرزوى وصلت اى پرى شده‌ام * بود به وادى هجرت اگر شهادت من به راه دوست گرم بگسلند بند از بند * زبون خصم نخواهد شدن رشادت من زبان به نام تو زان تا دم اجل گوياست * كه گوشزد شده اين نام در ولادت من سزد به چرخ بسايم سر از شرف رنجى * به پاى دوست رسد گر سر ارادت من
( رنجى )