مىبندد ، مانند اينكه : گفته او سخن مشركان است ، يعنى غيرخدا را ولىّ مىگيرد و او را مىخواند تا نزد خدا شفاعتش كند ، و ديگرى كسى است كه با نظر خود چيزى را به دين خدا مىافزايد . « 1 » اين سخن كه توسّل به بزرگان دين و طلب شفاعت از آنان موجب كفر و شرك است ، ناشى از عدم بررسى معناى دقيق شفاعت نزد اماميّه است . وهّابيان افراطگرى خاصى دارند كه مرهون نگرش سادهء آنان به معانى دقيق توسّل و شفاعت است كه شفاعت را خواندن غير خدا مىدانند و بر اساس آيهء شريفه :
وَ أَنَّ الْمَسجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُواْ مَعَ اللَّهِ أَحَدًا » « 2 »
و مساجد ويژه خداست ، پس هيچ كس را با خدا مپرستيد .
و آيهء :
وَ يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَايَضُرُّهُمْ وَ لَايَنفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلَآءِ شُفَعؤُنَا عِندَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبُونَ اللَّهَ بِمَا لَايَعْلَمُ فِى السَّموَ تِ وَلَا فِى الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَ تَعالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ » « 3 »
و آنان به جاى خدا چيزهايى را مىپرستند كه نه زيانى به آنان مىرسانند و نه سودى به آنان مىدهند ؛ و مىگويند : اينان شفيعان ما نزد خدايند . بگو :
آيا خدا را به شفيعانى خبر مىدهيد كه آنها را در آسمانها و زمين [ به عنوان شفيع ] نمىشناسد ؟ او از آنچه كه شريك او قرار مىدهند ، منزّه و برتر است .
از آن نهى مىكنند .
ولى اين سخنان از جهاتى مخدوش است و مهمترين اشكال ، مغالطهء محتوايى
هامش
( 1 ) - تفسير المنار : 7 / 294 ، ذيل آيهء 21 سورهء انعام .
( 2 ) - جن ( 72 ) : 18 .
( 3 ) - يونس ( 10 ) : 18 .