لَا يَهْدِى مَنْ هُوَ كذِبٌ كَفَّارٌ » « 1 »
آگاه باشيد ! كه دين خالص ويژهء خداست ، و آنان كه به جاى خدا سرپرستان و معبودانى برگزيدهاند [ و مىگويند : ] ما آنان را جز براى اينكه ما را هر چه بيشتر به خدا نزديك كنند ، نمىپرستيم . بىترديد خدا ميان آنان [ و مؤمنان ] دربارهء آنچه كه اختلاف مىكنند [ و آن آيين توحيد و شرك است ] داورى خواهد كرد ؛ قطعاً خدا آن كس را كه دروغگو و بسيار ناسپاس است ، هدايت نمىكند .
و چون ادارهء جهان و سرنوشت ما به آنان سپرده شده ، براى رفع نياز و دفع ضرر بايد به پيشگاه آنان تضرّع كرد . از اين رو در برابر تمثال و مجسّمهء بتها به عبادت و خضوع آن مدبّران مىپرداختند ، كه باعث شد به مرور زمان همين بتها معبود جاهلان و عوام مشركان قرار گيرد :
قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ » « 2 »
[ به آنان ] گفت : آيا آنچه را [ با دست خود ] مىتراشيد ، مىپرستيد ؟ !
مشركان بر اين اساس ، از بتها ، يا از فرشتگان و بزرگان بشر درخواست شفاعت مىكردند . قرآن نيز اين كار را نكوهش مىكند كه چرا مشركان غير از خدا چيزى را عبادت مىكنند كه هيچ ضرر و نفعى براى آنان ندارد ، و مىگويند : اينها شفيعان ما پيش خدا هستند .
اما مؤمنان چنين اعتقادى نسبت به اولياى الهى ندارند و هرگز آنان را نمىپرستند ؛ زيرا بر اين باورند كه غير از خدا ، هيچ كس صلاحيّت عبادت را ندارد :
وَ مَآ أُمِرُواْ إِلَّا لِيَعْبُدُواْ اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدّينَ حُنَفَآءَ وَ يُقِيمُواْ الصَّلَوةَ
هامش
( 1 ) - زمر ( 39 ) : 3 .
( 2 ) - صافّات ( 37 ) : 95 .