آن است . به همين جهت بزرگان و علماى اماميه ، به ويژه متأخّران ، اين قبيل موضوعات را به دقّت مورد تحليل قرار داده و با دلايل متقنْ شفاعت را اثبات كرده و از اشكالات و شبهات منتقدان به خوبى پاسخ دادهاند .
همان گونه كه اشاره شد ، يكى از اشكالات بر شفاعت اين است كه : درخواست شفاعت از اولياى الهى عبادت غير خداست و نظرى است كه مشركان نسبت به معبودهاى خود داشتند :
وَ يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَايَضُرُّهُمْ وَ لَايَنفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلَآءِ شُفَعؤُنَا عِندَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبُونَ اللَّهَ بِمَا لَايَعْلَمُ فِى السَّموَ تِ وَلَا فِى الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَ تَعالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ » « 1 »
و آنان به جاى خدا چيزهايى را مىپرستند كه نه زيانى به آنان مىرسانند و نه سودى به آنان مىدهند ؛ و مىگويند : اينان شفيعان ما نزد خدايند . بگو :
آيا خدا را به شفيعانى خبر مىدهيد كه آنها را در آسمانها و زمين [ به عنوان شفيع ] نمىشناسد ؟ او از آنچه كه شريك او قرار مىدهند ، منزّه و برتر است .
پاسخ آن است كه : بين تقاضاى شفاعت از اولياى الهى از جانب مؤمنان ، و درخواست شفاعت از بتها از جانب مشركان ، تفاوت جوهرى است .
مشركان معتقد بودند اولًا ، خدا موجود مقدس و و الا و برتر از عبادت بندگان است و بشر نمىتواند او را بشناسد و بپرستد . ثانياً ، خدا تدبير امور عالم ، از جمله زندگى بشر را به فرشتگان و اختران و انسانهاى مقرّب واگذار كرده است ، و انسان براى تقرّب به خدا بايد آنها را عبادت كند :
أَلَا لِلَّهِ الدّينُ الْخَالِصُ وَ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَآءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرّبُونَآ إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِى مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ
هامش
( 1 ) - يونس ( 10 ) : 18 .