روبرو شدن با پاداش و كيفر الهى ، حاكميّت مطلقهء حق را درك مىكند .
قرب و لقاى حق فرع بر حبّ و عشق و انس با حق تعالى است . و آن شاخهاى از معرفت و وجدان حق مىباشد و معرفت حق بستگى به برداشتن موانع سلوك و لقاى الهى است و براى اين بايد حجابها را كنار زد . بدون بركنارى پردههاى حايل ميان عاشق و معشوق ، چهرهء معشوق و محبوب نمايان نمىشود . پس شناخت و رؤيت او نيز به دست نمىآيد و سپس معرفتِ به خويش هم حاصل نمىشود .
حالت غفلت و منيّت و استقلال نفس و هواهاى نفسانى ، پردههاى تاريك و وحشتناكند ؛ كه انسان را از نور ربوبى حق دور مىسازد و در منجلاب ظلمت دنيوى فرو مىبرد .
شناخت حق از مقوله نور و حبّ دنيا از سياهترين پردهها و تاريكىهاى دل است . چنان كه امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايد :
الْمَعْرِفَةُ نُورُ الْقَلْبِ . « 1 »
شناخت ، روشنى دل است .
الشَكُّ يُطْفِئُ نُورَ الْقَلْبِ . « 2 »
شك نورانيّت قلب را فرو مىنشاند .
مَنْ أَحَبَّ لِقاءَ اللَّهِ سُبْحانَهُ سَلا عَنِ الدُّنْيا . « 3 »
هر كه دوستدار ديدار خداوند پاك و منزه باشد دنيا را از ياد ببرد .
هرگاه موانع شناخت خويشتن از ميان برداشته شود روشنى دل و دانش و معرفت حق در وجود آدمى جلوهگر مىشود ، سپس حبّ و عشق و انس پيدا
هامش
( 1 ) - غرر الحكم : 41 ، حديث 1 .
( 2 ) - غرر الحكم : 72 ، حديث 1068 .
( 3 ) - غرر الحكم : 141 ، حديث 2491 .