مىشود و آتش عشق رفته رفته هواى بنده را در هويّت حق فانى مىسازد و او را به قرب حق و به مقام لقاى دوست مىرساند و اين همان عبادت آزادگان است كه حقيقت آزادى ، آزادى از خود و تعلّقات آن است .
امام على عليه السلام در نهج البلاغه دربارهء بينش اولياى خدا چنين مىفرمايد :
إِنَّ أَوْلَياءَ اللَّهِ هُمُ الَّذِينَ نَظَرُوا إِلى باطِنِ الدُّنْيا إِذا نَظَرَ النَّاسُ إِلى ظاهِرِها . « 1 »
اولياى خدا آنانى هستند كه به باطن دنيا نظر كردند وقتى كه مردم به ظاهرش نگريستند .
چشم انسان با چشم همه حيوانات در ديدن ظاهر مادّيات يكسان است و انسان با اين چشم سطحىنگر ، پشت پرده حقيقتى را نمىبيند . بلكه براى ديدن اسرار خلقت و حقايق امور بايد با چشم دل و نور باطن نگريست كه حضرت مىفرمايد :
« نَظَرُوا إِلى باطِنِ الدُّنْيا »
نه
« باطِنِ الْآخِرَة »
؛ زيرا اگر آدمى به حقيقت و باطن دنيا برسد در صورتى كه نظر او به آثار رحمت خدا به ديدهء ژرف و انديشهاى باشد به باطن آخرت و باطن حق و باطن عبادت و كلام خدا مىرسد .
اكثر مردم دنيا تنها ظاهر دنيا را مىبينند و هر چيزى را هم به ملاك سطحى ارزيابى مىكنند . با معيار ظاهرى دنيا بيشتر ارزيابىها غلط از آب در مىآيد و بشر نسبت به خداوند متوقّع و گلهمند مىشود و گاهى از زندگى سير مىشود و گاهى نسبت به عدل پروردگار و اعتقادات دينى ، ضعيف مىشود . امّا آنانى كه باطن نگرند و درون درياى حقيقت شنا مىكنند هيچگاه در برابر تأثير موجها قرار نمىگيرند ؛ زيرا ريشهء امواج باد است . جنبش بادها امواج را به حركت درمىآورند . و باد هم جا به جايى هواست . بادهاى مادّى موجهايى مانند : موج ثروت ، موج فقر ، موج مرگ ،
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : حكمت 432 .